حسن حسن زاده آملى
233
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
درس چهاردهم اعتراف متألّه سبزوارى به صحت برهان تضايف متألّه سبزوارى با اينكه در دو جاى حكمت « منظومه » يكى در آخر مبحث وجود ذهنى ص 33 و ديگر در مبحث علم واجب به ذات خود ص 158 ، و نيز در تعليقات بر « اسفار » اعتراض شديد و اكيد بر برهان تضايف نموده است و آن را ناتمام دانسته است . اخيرا به صحّت آن اعتراف كرده است و در تعليقات « اسفار » پس از اعتراض مبرم در پس تصحيح و تحكيم برهان مذكور برآمده است و چنانچه در بيان اعتراضش گفتهايم پس از ذكر اعتراض امر به تأمّل فرموده است و از اين گفتارش اعتراضش را تضعيف كرده است و برهان نام برده را تسديد . اكنون گوييم كه : علاوه بر تلويح مذكور بر تضعيف و تسديد ، در صحّت آن تصريح كرده است چنان كه در حكمت « منظومه » گويد : ما غير معقوليّة حصولا * لم يلف عقل عاقلا معقولا و در شرح آن گويد : « و المراد أنّ ما كان وجوده فى نفسه عين معقوليّته و لم يوجد له وجود غيرها فهو عقل حالكونه عاقلا و معقولا أيضا » . و در هامش آن در بيان بيت مذكور گويد : « قولنا : ما غير معقوليّة حصولا - الخ . فى اطلاقه اشارة الى اتّحاد العاقل و المعقول فى العلم بالغير أيضا » . ترجمهء آن به فارسى اينكه : « آنى كه جز معقوليّت براى او وجودى نيست يعنى وجودش فى نفسه عين معقوليّت او است ، عقل و عاقل و معقول است . و از اينكه